دیشب هر وقت که از خواب پریدم، خواب غریب تازه ای دیدم. اولین خوابم خوب یادم نیست. همین قدر یادمه که بعد از یه سری اتفاقات وارد دانشگاه سابقم شدم و قرار بود امتحانی بدم. پشت نیمکت نشسته بودیم، مثل دوران مدرسه. برگه سوالی داشتم گنگ. گفتند جواب یکی از سوالات را خودمون می خونیم و شما فقط وارد کنید. داشتند جواب رو می خوندند و من نمیدونستم باید برای کدوم سوال اون رو بنویسم و وقتی در این مورد سوال کردم همه خندیدند... و حتی نوشتن اون جواب هم برام دشوار بود و بعضی کلمات حتی ساده رو شکلش رو می کشیدم...
...
از اینکه حفاظتم می کنی متشکرم. باید خودم هم مواظب خودم باشمممممممم.
سلام
اگه دوست داشتی بیا با هم بنویسیم
جات تو جمع ما خیلی خالیه.