دوستت دارم

     پریروز باز داشتم با آرش2 چ...ت می کردم و حرف به جایی کشید که تشویقم کرد به درس خوندن ... حالیم کرد یه ثانیه هم مهمه ... حالیم کرد چه طوری درس خونده که حالا دکترای تحصصیش رو گرفته! یه جور می گفت که انگار به اندازه درس خوندن خودش درس خوندن من هم براش مهمه ... احتمالا می خواست خق دوستی  رو به جا آورده باشه و تا اونجا که میشه کمکم کرده باشه برای پیشرفت ... امشب دوستم نداشت خیلی زود هم رفت. 

  

     یه نفر که قبلنا برای هم کامنت گذاشته بودیم دوباره اومد اون بلاگم و کامنت گذاشت.  رفتم براش جواب بذارم که به سرم زد به یه قدیمی دیگه هم سر بزنم: "س......ی"  همچنان بر همون مدار می گرده. فکر می کنم می گرده تا پیدا کنه. رفتم توی چند تا لینکی که توی پیونداش هست. داستان کوتاه، یه بلاگ خودنویس، یه بلاگ فانتزی ... بلاگ هایی که دییییگه اونقدرهام برام جذاب نیستن.  ....  

    خدایا دوستت دارم.  دییییگه حرفای فانتزی و جوردگرنگرانه دیگران رو می خونم اما دلم رو نمی کِشن. نگاه می کنم و می بینم من تو رو این طوری درک نکردم. تو عادلی و هرچی که توی دنیاست رسم دنیاست و جای گله نیست. تو آگاهی و هرچه می کنی عین عدالته و همه اینها رو تو یادم دادی. دوستت دارم و خودم رو به تو می سپرم. ااین همون توکله نه؟ 

     الان رفتم کامنتها و جوابهاشون رو هم خوندم. تو می دونی که چکار می کنی همون حکمتت.  

 

     من ضعیفم ولی سعی می کنم آماده امتحان بشم. 

 

     ازت متشکرم بابت لحظه هایی که می بینمت.  

 

     الان دارم برای "س........ی" کامنت می نویسم.  کمکم کن. 

نظرات 1 + ارسال نظر
داش آکل یکشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 10:53 ب.ظ http://dashakol.blogsky.com/

اووه چه همه تشویششششش...
قوی بودن قوت نمیخواد جسارت میخواد و جسارت و اراده ی معطوف به قدرت... باز فکــّم جنبید:دی

رخصت

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد