ن والقلم
چند روز پیش داشتم صفحات اینترنتی که طی چندین سال در هاردم ذخیره کرده بودم را مرور می کردم تا برخی شون رو پاک کنم ... به مطلبی از فویر باخ برخوردم که عین اون رو در ادامه مطلب می آرم. مطلب در اثبات این بود که خدا ساخته ذهن بشر است. زمانی خودم هم از این دید به مفهوم خدا فکر کرده بودم برای همین مطلب رو می فهمیدم اما حالا احتمال اینکه در واقع خدایی وجود نداشته باشه رو خیلی کم می دونم. من خدایی رو می شناسم که بسیار ناشناخته است!
ابتدای یکی از سریال های تلویزیونی ماه رمضان امسال جمله ای از امام علی نمایش داده می شد: "خدا را شناختم به بازشدن گره ها و گسستن اراده ها." پیشتر هم به روایتی برخورده بودم که شخصی از امام صادق می پرسد خدا کیست؟ و او جواب می دهد همان که در هنگام درماندگی او را صدا می زنی (یا به یاد او می افتی یا چیزی با این مفهوم دقیق عین کلمات یادم نیست)
خدا! چه می دانم که هر کس را چطور صدا می کنی! اما من تو شناختم به نشانه هات و معجزاتت و جواب هات به همه پرسش های لاینحلم بسیار زودتر از آنچه فکر می کردم و به هدایتت، به اتفاق هایی که در مواقعی رخ می داد و چنان کنار هم قرار می گرفت که نمی توانم آنها را اتفاقی بدانم، به همه آنچه دادی و گرفتی و همه توانایی ها و ههههههههههمه عجزی که بهم چشاندی! به لغزش ها، توقف ها، به تنزل و تکامل به 88 و به تعالیمت ...
من امروز در گیر بود و نبود تو نیستم که دریافتم که هستی و اگر این دریافت درصد کوچکی هم احتمال درستی داشته باشد رد کردن آن و حتی سهل انگاری نسبت به آن خطای بزرگی است! این روز ها می خواهم مطمئن شوم که قرآن نازل شده ی کامل تو و معجزه ی جاوید است. و برای دانستن هر چیز باید با آن آشنا شد و سپس روی آن اشراف پیدا کرد.
سلام
وبلاگ قشنگی داری
تبریک میگم